loading...

رستم از این بیت و غزل

تو خیلی جدی بودی. من سر به هوا تو به رسیدن فکر می‌کردی من از منظره‌های مسیر مدهوش بودم تو هی می‌نوشتی مشقاتو و هی توی خونه یا راه مدرسه خطشون میزدی و به آقا می‌...

بازدید : 1
يکشنبه 18 اسفند 1403 زمان : 15:22
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

رستم از این بیت و غزل

تو خیلی جدی بودی. من سر به هوا

تو به رسیدن فکر می‌کردی من از منظره‌های مسیر مدهوش بودم

تو هی می‌نوشتی مشقاتو و هی توی خونه یا راه مدرسه خطشون میزدی و به آقا می‌گفتی: "ببخشید مشقامو ننوشتم"

بعد دستتو دراز می‌کردی تا ترکه بزنه کف دستت

من یه خط در میون توی راه مدرسه از روی خط خورده‌های تو می‌نوشتم و با خجستگی میزاشتم جلوی آقا . و تو که لنگه ابرو بالا انداختنهای آقا رو میدیدی به من اشاره می‌کردی که: چقدر گفتم نکن

آخرش یه روز آخر اردیبهشت اومدی گفتی که داری ازین مدرسه و ازین شهر میری

چنتا ترقه هنوز برای بازیهای راه مدرسه توی کیفم مونده بود ....یادگاری نگهشون داشته ام هنوز. گاهی می‌ترکن دست و بالم و کیفم و لباسام رو سوراخ می‌کنن

نگا.....

ببین اصلا صحبت دلتنگی و این حرفها نیست...فقط می‌دونی چیه

از وقتی نیستی من هر روز از خونه میزنم بیرون

اما تا ظهر تو کوچه‌ها دنبال مدرسه می‌گردم...

من راه مدرسه رو گم کرده ام...

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : -1

آمار سایت
  • کل مطالب : 0
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 2
  • بازدید کننده امروز : 3
  • باردید دیروز : 0
  • بازدید کننده دیروز : 1
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 5
  • بازدید ماه : 5
  • بازدید سال : 1149
  • بازدید کلی : 1149
  • کدهای اختصاصی